گاوگیجه ی درونی

صاحب این وبلاگ فوت کرده است

از اینکه اخرین پیام وبلاگم محتوی فکر خودمه خوشحالم.
دیگه از فردا من نیستم.

ادامه مطلب...
۲۶ تیر ۰۰ ، ۲۳:۵۶ ۶ نظر

۱۴۴

صبح با پیامک واریز بانک بیدار شدم.
با خودم گفتم: به به چه روز خوش یمنی. امروزو حتما باید تو وبلاگم ثبت کنم. 
 
روز، روز امتحان ccu بودش.غول مرحله وسط.
آوازه سختی درس و امتحانش از ترم پیش به گوشم رسیده و برا همین از همون اول ترم نشستم از رو رفرنس خوندم. با اینکه قبل امتحان تقریبا آماده بودم به خودم مغرور نشدم و بازم نشستم خوندم و مرور کردم. 
 
امتحان ۵۰ تا سوال بودش با ۴۵ دقیقه وقت و سوالای پیچیده.
با اینکه زمان کم بود اما من اخر سر ۱۵ دقیقه اضافه آوردم. نمیدونم چرا انقدر عجله کردم. 
 
خب امتحانی که از اول ترم رفرنس بخونی و تو امتحام عملی عالی باشی رو باید چند بشی؟؟
وقتی نمره مو دیدم به شدت شوکه شدم.
و عصبانی 
نشستم حساب کردم که اگه امتحان دیگه ای رو ۲۰ بشم یه نقدار از فاجعه این نمره ام کم میکنه.
یه نفس عمیق کشیدم و گفتم: عارفه اجازه نده این اشتباه امتحان ۲ واحدی فردات رو خراب کنه.
بعدشم nonstop نشستم درس خوندم برا فردا. 
 
بعد نماز مغرب بود که زهرا پیام داد نمره امتحان کاراموزی ICU اومده.
و اونو چند شدم؟؟
دقیقا همون نمره امتحان صبح. 
 
دیگه کاملا گند زده شده بود به کارنامه این ترمم که دوست داشتم به عنوان اخرین ترم نمره های خوبی رو توش ثبت کنم. 
 
صبر کن
هنوز یه واقعه دیگه مونده. 
 
همونطور که داشتم خودمو میخوردم کل خونه تو تاریکی فرو رفت و برق قطع شد. 
و همین مورد کم بود که پکیج افتضاحات روز رو تکمیل کنه.
 
 
۱۴ تیر ۰۰ ، ۲۲:۱۸ ۴ نظر

مهره مار

دقت کردین بعضیا همیشه کارهاشون رو رواله. در اولین برخورد هاشون موفق و تو دل برو ان و کارشون زود راه میفته. خیلی تمیز توجه بقیه بهشون جلب میشه و تو چشم ان. 

 

من دقیقا عکس اینا هستم. 

 

 

امروز امتحان بحران عملی داشتیم. چیزی که خیلی مهم و برا خیلیا استرس آور بودش. اما برا من نه خیلی، چون با خودم گفته بودم نهایتا ترم بعد هم دوباره امتحان میدم.


یه عده از بچه ها دیروز امتحان داده بودن و من امروز نوبتم بود.

 

صنم دیروز امتحان داده بود و داشت برامون میگفت چه جوری بودش و اینکه اصلا هول نکنیم و استاد خیلی مهربون برخورد کرده و تا جای ممکن سعی میکنه باهات راه بیاد بودش و اگه استرس داشته باشی حواستو پرت میکنه و سعی میکنه خیلی خوب امتحانتو بدی و فلان و پشمدان. 

 

حتی اگه استرس هم نداشته باشی شنیدن اینا باعث میشه قلبت مطمئن تر بزنه. 

نفر اول لیست نبودم اما داوطلبانه نفر اول رفتم‌. نمیخواستم نحوه امتحان دادن بچه ها روی اعصاب و روان استاد تاثیر بذاره و از اون طرف ترکشش به من بخوره. گرچه استاد از اون تیپ های شخصیتی هست که سعی میکنه برا همه به مساوات و عدالت رفتار کنه. 

 

خب خانم صاد.
بفرمایید شروع کنید. 

 

استاد خیلی جدی بودش. خیلی.
حتی جدی تر از کلاسهای مجازی.
انتظار برخوردی به گرمی اونچه با صنم داشته بود رو نداشتم ولی انقدر خشک هم که نه دیگه. 

 

فهمیدم اینکه شرایط امتحان و برخورد استاد با فرد مقابل چه جوری باشه بستگی به این داره که اون مهره مار دست کی باشه. که خب دست من نبودش. هیچ وقت نبودش، حتی برای ثانیه ای. 

من هیچ وقت از این مهره ها نداشتم و شانس اینکه مسابقه رو از دو قدم جلوتر شروع کنم رو هم نداشتم.
همیشه باید یه عالمه تلاش میکردم تا اینکه نتیجه کارم به چشم بیاد.

 

به صنم حسادت نمیکردم اما دوست داشتم منم یدونه میداشتم :))

 

۰۹ تیر ۰۰ ، ۲۲:۵۶ ۵ نظر

۱۴۲

هر موقع تصمیم میگیرم یه خانم موقر و متین باشم کودک درونم بیش فعال میشه ‌و همه چی رو خراب میکنه‌ و آبرو نمیزاره برام.

 

۰۲ تیر ۰۰ ، ۰۰:۰۴ ۵ نظر

از دهه ی ۷۰

از نیمه خرداد، کتابی که فعلا مشغولش هستم.
درباره شخصیت،اندیشه و کنش های رهبری هستش.
جدا از اینکه مثل خواهرم بخواید بگید: اَه بس کن دیگه خوندن این جور کتابا رو. (خواهرم به شدت از هر چیزی که به انقلاب و ۸ سال دفاع مقدس و رهبری باشه دوری میکنه.) یه بار بدون داشتن این نگرش امتحانشون کنید. پر محتوا بودنش رو میتونم تضمین کنم.

یه تیکه از کتاب میگفت که:
رهبر از دهه ۷۰ شمسی تلاش کردن با نام گذاری سالها حساسیت عمومی رو نسبت به سبک زندگی و فرهنگ عمومی برانگیزن و یه جور راهبرد کلان ملی رو نهادینه کنند.

تا اینجا همه متن واضحه مگر اینکه مثه من حواس پرت باشید و یه مقدار مکث بیشتر نیاز داشته باشید.

 

• ۱۳۹۵: اقتصاد مقاومتی؛ اقدام و عمل

• ۱۳۹۶: اقتصاد مقاومتی، تولید - اشتغال

• ۱۳۹۷: حمایت از کالای ایرانی

١٣٩٨: رونق تولید

• ۱۳۹۹: جهش تولید 

• ۱۴۰۰: تولید؛ پشتیبانی‌ها، مانع‌زدایی‌ها

 

به اصل قضیه نام گذاری توجه کنید. یکم آشنا نیستش؟؟؟؟
کجا دیدی؟؟

 

 تم سالیانه

همون تم سالیانه محمدرضا شعبانعلی

همون تم سالیانه ای که واقعا یه چیز بدردبخور بودش و جایگزین اون هدف گذاری های مسخره نافرجام کردم.
و امام خامنه ای از دهه ۷۰ همچین سبکی رو در یه مقیاس خیلی بزرگ استفاده میکردن.

 

همینجا متن رو تموم میکنم .

۲۹ خرداد ۰۰ ، ۲۲:۴۸ ۳ نظر

کار درست

 

سر ظهر بود که رفتم رای دادم .

به محض اینکه به خونه رسیدم رفتم سایت خامنه ای دات ای ار و #کار-درست ساختم. میخواستم سریعا یه جا نشرش بدم ولی هیچ جایی رو نداشتم. یعنی داشتم همون گروه کلاسی و درسی و دانشگاه ولی خب بابت انتشارش خجالت می کشیدم. یه جورایی انگار تو یه جمع خیلی زیاد یه حرف نامربوط بزنی؛ بودش.

نگهش داشتم تا الان.

و الان.

خب همیشه یه سری الهامات به ادم میشه حتی اگه تو، توی اون باغ نباشی.

 

ما از اینکه مسلمان هستیم، موضع انقلابی مذهبی داریم و روی ارزش هایی تاکید داریم، نباید خجالت بکشیم...

دانشجوی ما هم نباید خجالت بکشد که مهر اُمّل به او می زنند. هم در اینکه مسلمان است باید صریح باشد، هم در این که مبارزه اش مبارزه مذهبی و برای رسیدن به یک جامعه خدایی است، باید قاطع باشد.

 

امام خامنه ای (مد ظله العالی) 15 دی 1394

 

من آدم انقلابی نیستم. هر چند مولفه های خیلی وسوسه کننده ای دارن اما همیشه مثه از کاروان جا افتاده ها بودم و از غافله عقب بودم. 

دوست داشتم برای یه روز آدم انقلابی در این زمینه باشم.

و هشتگ رو فرستادم. همون گروه هایی که داشتم.

و البته اینجا :))

 

 

۲۸ خرداد ۰۰ ، ۲۲:۳۰ ۸ نظر