گاوگیجه ی درونی

۴ مطلب در شهریور ۱۴۰۰ ثبت شده است

اینجا واقعی تر شدم

سلام

وقتی این پست رو گذاشتم به طور مصممی قصد داشتم هر روزم رو ثبت کنم. میخواستم واقعا یه ردی از این روز ها برام باقی بمونه.

اما وقتی وارد میدون شدم، دیدم حتی نمی تونم یه ثانیه در مورد روز هایی که داشتم فکر کنم چه برسه به اینکه بنویسمشون. یه چند شب اول که همش کابوس میدیدم. همش میدیدم یکی داره میمیره یا اینکه داره خفه میشه.

اوضاع اونجا خوب نبود. پر از درد بودش، درد هایی که برای تو نبودن اما تماما حسشون میکردی.

شانس با هام یار بود که اون یکی دو روزی که چند تا از بیمار ها بدحال شدن و کارشون به احیا و پایان زندگی شون رسیده بود شیفت من نبود و فهیمه رفته بودش وگرنه بدجوری ضربه میدیدم. شاید فهیمه به خاطر همین دیگه بعد اون روز نیومدش.

با همه خاکستری تیره بودن اوضاع، یه نقاط نورانی هم داشتش مثلا اون روزی که خبر مرخص شدن یکی از بیمارا رو به خواهرش گفتم، یه ذوقی تو چشماش بود که نگووو یا اون موقع هایی که خانم مسن ها از ته قلبشون میگفتن خدا خیرت بده مادر.

 

اگه یادتون باشه قصد داشتم تابستون برم یه جایی سر کار تا به گفته مادرم یه مقدار با زندگی اشنا بشم. هرچند که اون موقع نشد برم و موقعیت الان هم کار کردن و شاغل بودن به حساب نمیاد اما یکم زیادی با زندگی اشنا شدم. بهترین توصیف از زندگی که اینجا بهش پی بردم این بود که

زندگی دقیقا همون لحضه ای که به شدت بهش نیاز داری تصمیم میگیره ازت رو برگردونه.

گرچه توصیف قشنگ و یا منصفانه ای نیستش اما برای من از بقیه ملموس تر بود.

 

الان که به نصفه راه رسیدم میتونم بگم یکمی پخته تر شدم. 

یکمی قدردان تر و دل نازک تر

و یه مقدار بیشتری شجاعتر برای رو به رو شدن با تلخی ها

 

 

اینجا یاد گرفتم چطوری دست بیمار ها رو بگیرم و با اعتماد به نفس بهشون بگم کم نیارن و بابت اوضاع بغرنجشون حرص نخورن و تمرکز شون رو بهبودی شون بذارن. 

 

 

 

اینجا واقعی تر شدم...

۲۷ شهریور ۰۰ ، ۱۹:۵۰

It's a new season

Covid

۱۵ شهریور ۰۰ ، ۱۲:۲۸ ۳ نظر

FIT ON

 

از موقعی که کرونا اومد از این اپ های ورزشی نصب کرده بودم با تنوع زیاد. یکی ایروبیک بودش، یکی تمرینات کششی بودش، یکیم بود یه خانومه دست به کمر واستاده بود. این اخری از بقیه بهتر بودش اما بازم به یه سری حرکت محدود میشد.

 روندم این بود بعد یه هفته کلا بیخیال ورزش میشدم و اپلیکیشن ها رو پاک میکردم اخه جای منو تنگ کرده بودن :))

 

F I T  O N

 

این اپلیکیشن جدیده حدودا یه یه ماه و نیمه که دووم اورده و به استثنا یکی دو روز، هر روز باهاش ورزش میکنم.

وقتی برای بار اول واردش میشی باید ثبت نام کنی و اطلاعاتت رو ثبت کنی (همون سن و وزن نام و غیره ) بعد ازت میپرسه هدفت از ورزش کردن چیه؟ میخوای فعالتر باشی، وزن کم کنی، ماهیچه بسازی، تون عضلانیت رو حفظ کنی، استرست رو کم کنی یا برای قبل و یا بعد زایمان میخوای

وبعد اینکه چند بار در هفته ورزش میکنی و چه مدت و در اخر اینکه چه سبک ورزشهایی دوست داری که شامل ورزش های کششی، مدیتیشن barre,Cardio, HIIT, Strength Training, Yoga, Pilates, Dance , Prenatal & Postnatal میشه. بعد بر اساس این اطلاعاتی که بهش دادید براتون یه برنامه پیشنهادی از ورزش هایی که داره میده .البته بعد از ثبت نام هم میتونید این اطلاعاتتونو تغییر بدید 

یه خوبی دیگه هم که داره اینه که مدت زمان و میزان سختی ورزش رو نوشته و حتی یه دسته بندی بر اساس ناحیه ای از عضلاتتون که میخواید روش تمرکز کنید داره تا راحت تر انتخاب کنید و مثلا اگه تازه کار هستید بتونید با ورزش های اسون تر و کوتاه مدت تر شروع کنید و به خودتون فشار نیارید و ورزش زده نشید.

 

یه قسمتی هم هست که میتونید بر اساس سختی ورزش، مدت زمانش، سبک ورزش، ناحیه مورد نظر، تجهیزات مورد نیاز و مربی ها ورزش های موجود رو فیلتر کنید.

 

فقط اینکه اینجور نیست که مثل بقیه اپلیکیشن ها نحوه ورزش کردن رو به صورت یه گیف نشون بده بلکه به صورت ویدیو هستش و شما باید همراه با مربی ورزش ها رو انجام بدید.

خب این هم مزیتشه که یه جورایی دارید در کنار یکی دیگه ورزش میکنید و توی به پایان رسوندن و در نیمه رها نکردنش مفیده. اما یه بدی که داره اینه که چون ویدیو هستش باید انلاین باشید و حجم زیاد تری مصرف میکنه. اما مثلا من با خودم گفتم که هی تو داری یه حجم زیادی از نتت رو توی اینستا ولگردی میکنی میتونی توی یه راه مفید خرجش کنی.

 

این اپلیکیشن با این امکاناتش رایگانه !! به قول خودشون Actually Free Fitness App

فقط یه سری چیزای جزیی مثل انتخاب موزیک حین ورزش و دانلود ویدیو ها و برنامه غذاییش شامل نسخه پرمیوم میشه که همون نسخه PRO  کارتونو راه میندازه.

 

 

 

خب اگه نصب کردید بیاید همدیگه رو پیدا کنیم : arefehu9860

 

 

 

پ.نون: بیان برای اشتراک عکس ها اصلا همکاری نکرد و نشد براتون از فضا داخل اپلیکیشن عکس بزارم  و همراه اونا توضیح بدم ://

پ.نون: اپلیکیشنه قند شکن نیاز نداره :)

پ.نون: چجوری هدر وبلاگمو از اون گوشه بیارم وسط ؟؟؟

۰۳ شهریور ۰۰ ، ۱۳:۴۵ ۶ نظر

من احساس مزخرفی دارم ولی چه فایده؟

LET ME TELL YOU SOMETHING
چند روز قبل مامان نسخه تک دارو شربت بابا رو داد بهم که بگیرمش و تاکید کرد که برای بیمه تکمیلی تاییدیه بگیرم و نسخه رو برگردونم خونه.


من توی مکالمه با فروشنده ها ناشی ام و مقداری متزلزل. توی مسیر یه دور با خودم تکرار کردم که تاییدیه بیمه رو یادت نشه. (آخه دفعه قبلی فراموشش کرده بودم و مجبور شدم مسیر رفته رو برای یه تیکه کاغد و مهر برگردم.)


و منم به نزدیک ترین داروخونه رفتم و نسخه رو دادم و دارو رو تحویل داد و خود متصدی رسید بیمه تکمیلی ممهور به مهر داروخونه رو بدون اینکه کلمه ای رد و بدل بشه بهم داد.
کارت کشیدم و اومدم بیرون.
رسید رو نگاه کردم و دیدم دارو رو آزاد حساب کرده. اولش با خودم گفتم اشکالی نداره و به مسیرم ادامه دادم اما بعدش با خودم گفتم اگه برم خونه مامان فکر میکنه من به "حسابی سهل انگار باش" مبتلا شدم و الی اخر.


پس به داروخونه برگشتم و گفتم که:
_ببخشید من بیمه تامین اجتماعی هستم اما انگار اشتباها دارو رو آزاد حساب کردید.
+تفاوت آزاد و بیمه اش ۵۰۰ تومنه همش.
در حالی که یه لحظه مات نگاهش کردم گفتم که اینطور و تشکر کردم و زدم بیرون


و بعد دعوا هام با خودم شروع شد.
_خاک تو سرت خب چرا مات و مبهوت نگاهش کردی باید یه چیزی میگفتی
_ باید میگفتی ما به التفاوتش و بهت چسب زخم بده. اگه قرار باشه این دفعه رو به خاطر ۵۰۰ تومن کوتاه بیای دفعه های بعد مبالغ بیشتری باید اضافه بدی.
_۵۰۰ تومن هم ۵۰۰ تومنه
_هعی تو چرا بابت اینکه اون اشتباه کرده احساس بد پیدا کردی
یکمی دیگه سرزنش ها به همین منوال گذشت
بعدش بابت اینکه به خاطر ۵۰۰ تومن اینقدر ذهنمو درگیر کردم داشتم خودمو سرزنش میکردم.

انگار که بگی به خاطر اینکه خودمو سرزنش کردم داشتم خودمو سرزنش میکردم.

رسیدم خونه و به مامان گفتم دارو رو ازاد حساب کردن اما فقط ۵۰۰ تومن فرقش بود.
و مامان گفت
اشکالی نداره. ۵۰۰ تومن ارزش هیچ کاری که بخوای بابتش ذهنتو درگیر کنی نداره.





چندین مرتبه دیگه هم اینجور چیزا رخ داده بودن.
همینکه یه بازخورد منفی نشون بدی و بعد به اون بازخوردت یه بازخورد منفی دیگه نشون بدی و تهش بگی خدایا من چه مرگم شده؟
و الان که داشتم کتاب جدید رو میخوندم فهمیدم بهش میگن حلقه بازخورد جهنمی
تو این کتابه میگه راه‌حلش اینه که دغدغه چرت تونو ول کنید و اتصالات این حلقه بازخورد جهنمی رو کوتاه کنید و به خودتون بگید من احساس مزخرفی دارم ولی چه فایده؟



دیری دی دین شما نجات پیدا کردید.

خب این خلاصه نوشته من از نیم فصل اول این کتابه که فکر میکنم راهکار خوب و ساده ای برام باشه.


انگار کل کتاب از اینجور راهکار ها داره اخه اسمش "هنر ظریف رهایی از دغدغه ها"  هستش. احتمالا به درد شما هم بخوره. اگه وفت خالی داشتید بخونیدش :)

 

 

پ.نون: جدیدا سریال ریک و مورتی و نگاه میکنم؛ جالب و خلاقانه و خشنه به نظرم‌ اما رک گویی‌اش ایده پردازی و دایره لغاتم رو گسترش داده.

پ.نون: یه ماهی میشه که با یه اپلیکیشن جالب ورزش میکنم که انگاری توی تشویقم به تداوم ورزش موثر بوده و حتما باید بهتون معرفیش کنم. پ.نون: یه کانال اموزش زبان جذاب و تمام و کمال هم پیدا کردم که اونم احتمالا به کارتون میاد.

پ.نون: پی نوشت هام چقدر شبیه to do list شده :/

۰۱ شهریور ۰۰ ، ۱۵:۲۴ ۵ نظر